تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
273
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
گرزى از كمربند آويخته و طبرزين يا عمود و كيشى با دو كمان به زه كشيده و سى تير و دو زه تابيده كه سوار آن را از پشت سلسله آويز مىآويخت . خسرو همهء اين سلاحها را داشت بجز آن دو زه تابيدهء از پشت آويخته . پابك نام او را در جريده نياورده و گفت : « پادشاها ! تو در جايگاه داد ايستادهاى و من در آن هيچ تساهل و نرمى نخواهم كرد : آنچه سلاح بايد بنماى ! » خسرو را آن دو زه ياد آمد و بر خود بست . پس نداگر پابك به آواز بلند بانگ برآورد : « به گرد همهء گردان چهار هزار و يك درهم « 1 » » و بدين گونه پابك نام او را در جريده بياورد و خسرو بازگشت . پابك روزى پادشاه را از بالاترين روزى سپاهيان كه چهار هزار درهم بود يك درهم بيشتر كرد . چون پابك از جاى خود برخاست ، پيش خسرو رفت و گفت : « پادشاها ! آن درشتى كه امروز به تو كردم براى آن بود كه كارى كه مرا به آن گماشتهاى اثر نيك بخشد ؛ زيرا استوارترين راهى براى اينكه پادشاه كار مرا در آنچه مىخواهد محكم كند همين است . » خسرو گفت : « كارى كه در آن صلاح زيردستان است و كجى را از ايشان راست مىكند بر ما درشت نيايد . » پس از آن با مردى از يمن به نام سيفان بن معدى كرب - و به گفتهء بعضى سيف بن ذىيزن « 2 » - سپاهى به يمن فرستاد تا سياهانى را كه در آنجا بودند بكشتند و بر آن مملكت دست يافتند « 3 » . خسرو پس از غلبه بر يمن يكى از سرداران سپاه را با سپاهى فراوان به سرنديب كه از زمين هند است و زمين گوهر است ، بفرستاد « 4 » . اين سردار با پادشاه سرنديب جنگ كرد و او را بكشت و بر
--> ايران نيز سلاحى طبيعى است ( رجوع شود به هرودت ، 85 / 7 ) . ( 1 ) - چنين است در شاهنامه و دينورى . طبرى . . . 4 درهم دارد و بنا بر اين فاقد نكتهء اصلى است . ( 2 ) - اين اصلاح از روى آگاهى بهترى است از منابع عربى . سيفان بايد به معنى « پسر سيف » باشد ( صيغهء نسبت به پدر در فارسى ) . ( 3 ) - باز گزارش ايرانى ديگرى دربارهء فتح يمن . ظاهرا طبرى به جهت تكرار و تناقض اين گزارش را خلاصه كرده است . يعقوبى كمى مفصّلتر آورده است . در گزارش او پادشاه مقتول ابرهه است . ( 4 ) - حمزه ( ص 58 ) در جنب فتح سرنديب ( سيلان ) ، ( رجوع شود به زيرنويس شمارهء 4